المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
310
التنبيه والإشراف ( فارسي )
دوران وى تا وقتى كشته شد پنج سال و ده ماه و يازده روز بود . مروان كبود چشم بود و سپيد گونهء آميخته بسرخى . سرى بزرگ و شانههاى پهن داشت با ريشى انبوه . مردى كار ديده بود و در قبال خستگى و رنج مقاومت بسيار داشت . قبايل را بهم مىانداخت و عشاير را از يك ديگر خشمگين ميكرد و با كارهائى روبرو بود كه رو بادبار داشت و ميخواست آن را با قبال آرد . طايفهء قيس عيلان را تقرب داد و از يمنيان ببريد و با آنها دشمنى كرد كه آنها نيز بدشمنى و ستيز او برخاستند . كاتب وى عبد الحميد بن يحيى بن سعد بن عبد الله بن جابر بن مالك بن حجر بن معيص بن عامر بن لؤى بن غالب بود كه دبيرى فصيح و بليغ بود و مجموعهء رسائل او در دستهاست و سرمشق كسان است . من اعقاب او را بفسطاط مصر ديدهام كه بعنوان بنى - مهاجر معروفند و عدهاى از ايشان دبيران خاندان طولون بودهاند . نقش انگشتر مروان « فوضت امرى الى الله » و عهدهدار قضاى او عثمان بن عمرو بتى و حاجبش آزاد شدهء او صقلاب بود . مسعودى ، ابو الحسن على بن حسين بن على ، گويد : مدت پادشاهى بنى اميه بطوريكه گفتيم از وقتى كه حسن بن على با معاويه صلح كرد و كار را به دو سپرد تا وقتى كه مروان آخرين پادشاه آنها كشته شد نود و يك سال و هفت ماه و بيست و هفت روز بود . مؤلفان زيچ نجومى نيز در تعيين مدت آنها كه در كتابهاى زيچ آوردهاند ، با مؤلفان تاريخ اختلاف دارند و ما گفتار هر گروه را دربارهء مدت ملك بنى اميه و ملوك پس از آنها تا بوقت حاضر بسال سيصد و چهل و پنجم در كتاب « مروج الذهب و معادن الجوهر فى تحف الاشراف من الملوك و اهل الدرايات » و كتاب « فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف » و كتاب « الاستذكار لما جرى فى سالف الاعصار » كه اين كتاب از پى آنست آوردهايم و در اين كتاب فقط شمهاى از آن را بدون شرح و تفصيل ياد ميكنيم تا خواندن آن آسان و بخاطر سپردنش ميسر باشد .